عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
27
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
پيش گذشت ، گرد آوريم ، وى كتابهاى بسيارى در ادب به خطّ خويش نگاشته است « 52 » ، امّا كتابهاى وى ؛ كتابهايى كه منابع تحقيق از آن ياد كردهاند عبارت است از : 1 - « كتاب ملح الممالحة » نمونهاى از آن كتاب را ياقوت ( حموىّ ) در شرح حال احمد بن يوسف بن صبيح ( متوفّاى 213 - ه . يا 214 ه . ) ياد كرده ؛ مىگويد : « ابو القاسم عبد اللّه بن محمّد بن ناقياى كاتب در كتاب ملح الممالحة آورده و گفته است : چون عبد اللّه بن طاهر از بغداد بسوى خراسان بيرون شد ، به پسرش محمّد گفت : اگر در مدينة السّلام [ خواستى ] با كسى معاشرت كنى پس بر تو باد به احمد بن يوسف كاتب ؛ كه وى را صفت مردانگى است ، پس محمّد هنگامى كه از توديع پدرش برگشت ، به چيزى جز شتاب بسوى خانه احمد بن يوسف توجّهى نداشت . ( پس از ورود ) احمد بن يوسف موضوع را دريافت ، پس گفت : اى كنيز براى ما ناهار بياور ، كنيز غذايى ، و چند گرده نان مرغوب حاضر ساخت ، و انواع سادهاى از غذا و مقدارى شيرينى پيش آورد ، و در پى آن ، انواعى نوشيدنى در شيشه زيبا و ظرفهايى نيكو آورد و گفت : « امير از هر كدام مىخواهد تناول كند » سپس به او گفت : « چه خوب است اگر رأى امير بر آن قرار گيرد كه بندهاش را عزّت نهد ، و فردا نزد او آيد . » ، محمّد برخاست و از وصف پدرش دربارهء احمد بن يوسف در شگفت شد ، و خواست ( وضع ) او را بر ملا سازد ، پس هيچ سردار بزرگ و شخص مشهورى را از نظر دور نداشت مگر آن كه ايشان را آگاه ساخت كه وى از سوى احمد بن يوسف دعوت شده ، و از ايشان خواست با او بيايند ؛ چون فردا شد ، آهنگ خانه احمد بن يوسف كردند ، در حالى كه وى خويشتن را آماده و مردانگيش را آشكار ساخته بود ، پس به اندازهاى فرشها و پردهها ، و غلامان و كنيزان ، مشاهده كرد كه وى را متحيّر ساخت ؛ وى سيصد سفره غذا گسترده ، و سيصد كنيز دور تا دور آن سفرهها را گرفته
--> ( 52 ) - انباه الرّواة ، ج 2 ، ص 156 .